رصد خونه
هفته پیش دختر خاله من ( رویا جون ) اومد اینجا و چند روزی رو پیشمون موند. خیلی خوب بود و به همه مخصوصا آبتین که خیلی خوش گذشت و حسابی با خاله رویا رفیق فابریک شده بود.
یه شب که دایی جون هم بود همه با هم رفتیم رصد خانه یا به قول آبتین وسط خونه . خیلی جالب بود مخصوصا برا آبتین. با تلسکوپ ستاره ها رو نگاه می کرد و کلی در بارشون با راهنماها صحبت می کرد. سیاره مریخ و زحل رو هم دیدیم که واقعا زحل با اون هاله دورش خیلی قشنگ و دیدنی بود.
وقتی نوبت به افلاک نما رسید آبتین کلی سوال می پرسید و خانم راهنما هم که از کنجکاوی آبتین خوشش اومده بود با حوصله جوابشو می داد. جالبه که تو ستاره ها دنبال خرم آباد می گشت و می پرسید خرم آباد کجاست. یه ستاره قرمز هم دیده بود و می گفت این همونیه که بالا با تلسکوپ دیدیم.
بعدش هم رفتیم سالن آمفی تاتر و چند تا کلیپ جالب در باره ستاره ها و فضانوردها نمایش دادن که اونا هم برا آبتین خیلی جذابیت داشت
در کل آبتین خیلی کیف کرد و کلی مطالب جدید هم یاد گرفت


و این هم نمای شهر در شب




رصد خونه 
